كاشكی من هم مثل این زنِ میانسال كه دستهی عینكش را چسب زده بود و صورتش میلرزید، با همین سریالهای تلویزیون گریه میكردم جلوی غریبه و آشنا...
نوشته شده توسط ولحرف در
درباره وبلاگ
هر شیرهای که در درختی شکل میگیرد، حامل خاطرات مرد سرخ است. مردههای مرد سپید، سرزمین زادگاهشان را فراموش کردهاند. هنگامی که میمیرند، در زیر ستارگان تجزیه میشوند. اما مردگان ما این زمین با شکوه را فراموش نخواهند کرد. زیرا که زمین برای مرد سرخ مادریست.