تبليغاتX
ولحرفی - ولحرفی7

 

...والله ما اومدیم كه یه جورایی بشه كه بشه، خودش هم میخواشتا، نه كه پا نده‌ها همچی جمع و جور پا میداد كه عبدل داشت كف میرید وشط كوچه... چایی اگِ هش، قربون دشِت...  ولی نشد كه بشه به جانِ ای یه خوش‌شدا كه الهی قربونش برم، خودتم میدونی ما همه جورش هشتیم، هرچی باشه یه موقعی كشی خنجر داداشتو از كفِ تموم محلای هِمی تِییرون تخم نمیكر ور داره. نه كه بخوام... قربون دشِت، خوش دودِ ها، خودتم كام بگیر... نكِه بخوام اهن و تلپ‌و من منم ور‌ دارم اینجا، میدونِ بشاط كوچیكه جونِ تو، مام دیگه كرك و پری واشمون نمونده باش جولون بدیم. آره داداش، دیگه میدون... دمِ شما پر دود، شرمندمون میكنی هی... دیگِ میدون دشتِ شماشت، پریروزیا تلفیزیون میدیدیم با بچِ خودمون، كفتری نششته بودم، این حاجی مون هم همینو میگف تو تلفیزیون، میگف جوونا باش بیان كارا رو دش بگیرن، تو نمیری یه وختایی یه چیزایی... خوش كام بشی جوون، ما دیگه پر كردیم، خوش... یه وختایی یه چیزایی میگن جونِ من، نه؟ اون يه شبِ ديگه هم داشت تو خارجه نشونش میداد، اون ورِ آب میگن گرد و خاك كلده. تلفیزیون بچِ مون آنتن هم داشت، از اونور دیدیم اینارو دروغ نمیگن كه، خلاشه... اینم شلامتی همتون كه دیگه یه پا ملی پوش شدین، مام عین هو مارادونا كشیدیم كنار منارا نششتیم... خلاصه یه چیزایی میگن، آره بابا، میگن. چایی هش هنو؟ مام دیگه بریم تو چرت، شبتون خوش...

 

نوشته شده توسط ولحرف در