شخصیتها:
"من" - 99 ساله – بدون ریش
همان – 24 ساله – با ریش
مكان: تاریك جایی با یك شاخهی شكستهی كُنار
لحن: مطایبهی جنوبی
فضا: هوای كیپِ شبطور
...
«حالا چش كنیم؟»
«میكنیمش تا ته تو...»
«زهرمار، اینه میگم، ای كينگه كُنار بدبخت»
«مو نمیدونم، ای یكی مو نمیفهمم»
"من" راه میافتد به طرف تاریكی.
«هوی كجا میری انتر»
«ميخوای بشینم شروه بخونم برات؟»
«خو مو هم تو هستم نه. كجا برم؟»
«تو كُنار دستته، كجا میای؟»
"من" راهش را ادامه میدهد.
«ای كینگه كُنار همینجا میمونه. مونم میاما؟»
صحنه با "تاریكی"، "یك شاخه كنار" و "معمای یك كلمهی جدید" تاریك میشود.