تبليغاتX
از خنده‌ها و خاطرات

<-->
یکشنبه 23 اردیبهشت1386 ساعت

 

 

شعر حاصل نگاه شاعر به جهان است. اگر اين نگاه اصيل و غريزي باشد، مرز هنر (به معناي كاري جداي از منفعت، سود و حسابگري) با فن، مرز خيال شاعرانه و نگاه و حرف روزمره در هم مي‌شكند.

حوصله‌ي زياد نوشتن ندارم اين روزها. جان كلام را مي‌توانيد از چند جمله‌ي بالا در‌يابيد. در ادامه نيز قسمت اول نامه سياتله را براي بررسي دوستان منتشر مي­‌كنم.

در سال 1855 رئيس جمهور آمريكا به سرخپوستان قبيلة  "دواميش" تقاضاي واگذاري و فروش سرزمينشان  و سكني در اردوگاهي را ارسال داشت. سياتله رئيس قبيله دواميش، جواب نامة رئيس جمهور آمريكا را در نامه‌اي كه مشاهده مي‌كنيد داد. البته نمي‌توان كنايه و گاهي عصبانيت همراه با تسليم را در نامه ناديده گرفت.

                                              

                                                                                                               حاجیانی بهار ۸۵

 

 

رئيس قبيله بزرگ در واشنگتن خبري فرستاد، که آرزوي خريد سرزمين ما را دارد!

رئيس قبيله بزرگ حرفهايي هم از دوستي و نيت‌هاي خوب براي ما زده است!

اين لطف اوست چرا که ما مي‌دانيم، او نيازي به دوستي با ما ندارد.

اما  تقاضاي او را انديشه خواهيم کرد.

زيرا که مي‌دانيم، اگر ما سرزمينمان را نفروشيم، شايد مرد سپيد با سلاحهايشان بيايد و از ما بگيرد سرزمين مان را .

ولي چگونه مي‌شود آسمان را، گرماي زمين را خريد و يا به فروش رساند؟

تصور اين امر براي ما بيگانه است.

اگر ما تازگي هوا و يا زلالي آب‌ها را صاحب نباشيم.

چگونه مي‌توانيم آنها را به نرخي به فروش رسانيم؟

با اين همه ما تصميم خود را خواهيم گرفت

و آنچه را که رئيس «سياتله» مي‌گويد، مي‌تواند رئيس بزرگ در واشنگتن به آن اعتماد کند.

آنچنان سخت و آهنين که برادر سپيد به تکرار فصول باور دارد.

«کلمات من چونان ستارگاني هستند که هرگز غروب نخواهند کرد»،

هر قسمت اين سرزمين براي خلق من مقدس است.

هر درخشندگي و برق برگ‌هاي کاج،    هر ساحل ماسه‌اي،       

هر مه در جنگل‌هاي تاريک،              هر روشني،

زمزمه کوچکترين حشرات                در انديشه و تجربيات خلق من مقدس است.

هر شيره‌اي که در درختي شکل مي‌گيرد، حامل خاطرات مرد سرخ است.

مرده‌هاي مرد سپيد، سرزمين زادگاهشان را فراموش کرده‌اند.

هنگامي که مي‌ميرند، در زير ستارگان تجزيه مي‌شوند.

اما مردگان ما اين زمين با شکوه را فراموش نخواهند کرد.

زيرا که زمين براي مرد سرخ مادريست.

و ما تمامي سهمي از او

و او تمامي سهمي از ماست.

خوشبوترين گل‌ها خواهران ما هستند.

آهو، اسب، عقاب بزرگ، برادرانمان.

صخره‌اي‌ترين قله‌ها

زيباترين بيشه‌ها

گرماي بدن اسب‌هاي کوچک1

و گرماي بدن انسان‌ها

همه و همه به خانواده‌اي بزرگ تعلق دارند.

 


1 - ponny  (اسبهاي کوچک که در اروپا و آمريکا زندگي مي کنند).

 

نوشته شده توسط م.ب.حاجیانی | موضوع: | لینک ثابت |